روی برگه خرید، تفاوت میان 6205 و 6205-2RS/C3 فقط چند کاراکتر است؛ اما داخل یک الکتروموتور، پمپ یا گیربکس، همین چند کاراکتر میتواند نوع آببندی، لقی داخلی، دمای کار و عمر مجموعه را تغییر دهد. به همین دلیل ما در گروه صنعتی پرداد بیرینگ را فقط با نام عمومی یا اندازه ظاهری تأمین نمیکنیم؛ کد پایه، پسوندها، ابعاد، نوع بار، دور، نحوه نصب و شرایط محیطی باید همزمان با قطعه قبلی یا دیتاشیت دستگاه تطبیق داده شوند.
سبد قابلتأمین پرداد خانوادههای پرمصرف بلبرینگ و رولبرینگ صنعتی را پوشش میدهد: بلبرینگ شیار عمیق سریهای 6000، 6200 و 6300؛ بلبرینگ تماس زاویهای خانوادههای 7000، 7200 و 7300؛ بلبرینگ خودتنظیم سریهای 1200، 1300، 2200 و 2300؛ رولبرینگ استوانهای N، NU، NJ، NUP و NN؛ رولبرینگ بشکهای سریهای 222، 223، 230، 231، 232، 239، 240 و 241؛ رولبرینگ مخروطی خانوادههای 302، 303، 313، 320، 322 و 323؛ رولبرینگ سوزنی HK، BK، NK، NKI، NA و RNA؛ بلبرینگ کفگرد سریهای 511 تا 514 و همچنین بلبرینگهای Y، بوشهای تبدیل و متعلقات نصب.
این محصولات بر اساس موجودی و کد موردنیاز از برندهایی مانند SKF، FAG، INA، NSK، NTN، KOYO، NACHI، TIMKEN و KG بررسی میشوند. انتخاب نهایی میان دو لوگو انجام نمیشود؛ میان دو کد کامل با ظرفیت بار، سرعت مجاز، لقی، کلاس دقت، جنس قفسه و شرایط نصب مشخص انجام میشود.
برای استعلام سریع، کد کامل حکشده روی رینگ، برند قبلی، عکس قطعه و بستهبندی، ابعاد d×D×B، نام دستگاه، دور شفت و تعداد موردنیاز را ارسال کنید. اگر خرابی تکرار شده یا قصد تغییر برند و سری دارید، شرایط بار، دما، روانکاری، نوع نشیمن و نحوه نصب نیز باید کنترل شود.
بلبرینگ و رولبرینگ صنعتی را با کد کامل سفارش دهید
در بازار ایران واژه بلبرینگ گاهی برای تمام Bearingهای غلتشی استفاده میشود؛ اما از نظر فنی، بلبرینگ دارای ساچمه کروی و رولبرینگ دارای غلتک استوانهای، مخروطی، بشکهای یا سوزنی است. این تفاوت هندسی روی سطح تماس، ظرفیت بار، سرعت، اصطکاک و حساسیت بیرینگ به ناهمراستایی اثر میگذارد.
بلبرینگها عموماً برای سرعتهای بالاتر و اصطکاک کمتر مناسباند. رولبرینگها به دلیل سطح تماس خطی میان غلتک و شیار، معمولاً ظرفیت بار بیشتری در ابعاد مشابه ایجاد میکنند؛ ولی هر رولبرینگ برای هر جهت بار مناسب نیست. برای مثال، رولبرینگ استوانهای طرح NU عمدتاً بار شعاعی را تحمل میکند، درحالیکه رولبرینگ مخروطی میتواند بار ترکیبی شعاعی و محوری را منتقل کند.
همین تفاوت درباره پسوندها نیز وجود دارد. بیرینگ باز، دو طرف فلزی، دو طرف لاستیکی، لقی نرمال، C3، سوراخ استوانهای و سوراخ مخروطی، کالاهای یکسانی نیستند؛ حتی اگر کد پایه و ابعاد اصلی آنها برابر باشد.
انواع بیرینگ صنعتی قابلتأمین در پرداد
بلبرینگ شیار عمیق؛ سریهای 6000، 6200، 6300 و 6400
بلبرینگ شیار عمیق پرکاربردترین خانواده بلبرینگ صنعتی است. اصطکاک کم، قابلیت کار در سرعت بالا و امکان تحمل بار شعاعی همراه با مقدار مشخصی بار محوری از هر دو جهت، این خانواده را برای الکتروموتور، پمپ، فن، گیربکس سبک، ماشینآلات تولیدی و تجهیزات عمومی مناسب کرده است.
سریهای 6000، 6200، 6300 و 6400 از نظر نسبت قطر خارجی، عرض و ظرفیت بار یکسان نیستند. برای یک قطر داخلی برابر، سری سنگینتر معمولاً فضای بیشتر و ظرفیت بار بالاتری میخواهد. بنابراین جایگزینی 6205 با 6305، باوجود قطر داخلی مشترک ۲۵ میلیمتر، بدون تغییر نشیمن ممکن نیست؛ قطر خارجی و عرض این دو بیرینگ متفاوت است.
مدلهای Open، Z، ZZ یا 2Z و همچنین RS یا 2RS بر اساس آلودگی محیط، روش روانکاری، اصطکاک و سرعت انتخاب میشوند. پسوند دقیق آببندی میان برندها یکسان نیست و باید از جدول نامگذاری همان سازنده خوانده شود.
بلبرینگ تماس زاویهای؛ سریهای 7000، 7200، 7300 و 7400
در بلبرینگ تماس زاویهای، مسیر تماس ساچمه و شیار نسبت به محور زاویه دارد. به همین دلیل این خانواده میتواند بار ترکیبی شعاعی و محوری را تحمل کند. مدل تکردیفه معمولاً بار محوری را در یک جهت میگیرد؛ بنابراین جهت نصب و آرایش جفت بیرینگ اهمیت دارد.
آرایشهای پشتبهپشت، روبهرو و تاندوم با یکدیگر تفاوت دارند و انتخاب اشتباه آنها میتواند لقی محوری، سختی مجموعه و توزیع بار را تغییر دهد. در سفارش بیرینگهای جفتشده باید کد کامل Matching، زاویه تماس، Preload یا Clearance و کلاس دقت همان سازنده اعلام شود.
این خانواده در پمپها، کمپرسورها، اسپیندلها، ماشینابزار، گیربکسهای دقیق و مجموعههایی که کنترل موقعیت محوری اهمیت دارد استفاده میشود. بلبرینگ تماس زاویهای معمولی را نباید بدون محاسبه جای بلبرینگ کفگرد یا بلبرینگ شیار عمیق نصب کرد.
بلبرینگ خودتنظیم؛ سریهای 1200، 1300، 2200 و 2300
بلبرینگ خودتنظیم دارای دو ردیف ساچمه و شیار کروی در رینگ بیرونی است. این ساختار اجازه میدهد بیرینگ مقدار مشخصی ناهمراستایی اولیه یا خمش شفت را بدون ایجاد تنش لبهای شدید جبران کند.
این ویژگی به معنی تحمل نصب نامناسب بدون محدودیت نیست. ناهممحوری شفتها، انحراف زیاد، خرابی نشیمن یا لقی بیش از حد یاتاقان همچنان میتواند عمر بیرینگ را کاهش دهد.
مدلهای دارای سوراخ استوانهای مستقیماً روی نشیمن مناسب نصب میشوند. مدلهای دارای پسوند K سوراخ مخروطی دارند و میتوانند همراه بوش تبدیل مناسب روی شفت استوانهای قرار گیرند. بلبرینگ خودتنظیم بیشتر در شفتهای بلند، فنها، ماشینآلات کشاورزی، سیستمهای انتقال و تجهیزاتی به کار میرود که احتمال خمش یا خطای همراستایی محدود وجود دارد.
رولبرینگ استوانهای؛ طرحهای N، NU، NJ، NUP و NN
رولبرینگ استوانهای به دلیل تماس خطی غلتکها با شیار، ظرفیت مناسبی برای بار شعاعی ایجاد میکند. تفاوت اصلی طرحهای N، NU، NJ و NUP در آرایش لبههای راهنما روی رینگ داخلی و خارجی است و همین موضوع تعیین میکند بیرینگ فقط بار شعاعی بگیرد، جابهجایی محوری شفت را آزاد بگذارد یا مقدار مشخصی بار محوری را نیز کنترل کند.
طرح NU معمولاً برای موقعیت شناور مناسب است؛ زیرا امکان جابهجایی محوری شفت نسبت به محفظه را در داخل بیرینگ فراهم میکند. طرح NJ میتواند بار محوری را در یک جهت کنترل کند و NUP برای موقعیتدهی محوری در هر دو جهت، در محدوده تعریفشده سازنده، استفاده میشود.
مدلهای NNU و NN دو ردیفه در ماشینابزار، اسپیندلها و کاربردهایی که سختی شعاعی بالاتر لازم است دیده میشوند. انتخاب طرح فقط از روی قطر داخلی یا عبارت «رولبرینگ استوانهای» کافی نیست؛ آرایش Fixed و Floating کل شفت باید مشخص باشد.
رولبرینگ بشکهای؛ سریهای 213، 222، 223، 230، 231، 232، 239، 240 و 241
رولبرینگ بشکهای یا Spherical Roller Bearing دارای دو ردیف غلتک و مسیر کروی رینگ بیرونی است. این طراحی امکان تحمل بار شعاعی سنگین، بار محوری از دو جهت و مقدار مشخصی ناهمراستایی را فراهم میکند.
این خانواده در معادن، سنگشکنها، سرندها، آسیابها، صنایع سیمان، فولاد، کانوایرهای سنگین، ماشینآلات کاغذ و تجهیزات دارای بار ضربهای کاربرد دارد. بااینحال، انتخاب بیرینگ بشکهای فقط بر اساس «سنگینبودن دستگاه» انجام نمیشود. نسبت بار شعاعی و محوری، سرعت، ارتعاش، نوع قفسه، سوراخ استوانهای یا مخروطی، شیار روانکاری، لقی و وضعیت آببندی باید کنترل شوند.
سریهای 222 و 223 برای یک قطر داخلی یکسان، ابعاد و ظرفیت مشابهی ندارند. سری 223 معمولاً مقطع بزرگتری دارد، اما فضای نصب، سرعت و بار واقعی باید پیش از جایگزینی بررسی شود. خانوادههای 230، 231، 232، 239، 240 و 241 نیز برای نسبتهای ابعادی متفاوت توسعه یافتهاند و انتخاب آنها باید از روی فضای شعاعی، عرض، ظرفیت و آرایش دستگاه انجام شود.
رولبرینگ مخروطی؛ سریهای 302، 303، 313، 320، 322 و 323
در رولبرینگ مخروطی، غلتکها و شیارها بهگونهای طراحی شدهاند که بار شعاعی و محوری را همزمان تحمل کنند. مدل تکردیفه بار محوری را در یک جهت میگیرد و معمولاً همراه بیرینگ دیگری در آرایش مقابل نصب میشود.
در بسیاری از مدلها، مجموعه داخلی شامل رینگ داخلی، غلتک و قفسه Cone نام دارد و رینگ بیرونی Cup بهصورت جداشدنی عرضه میشود. در سریهای اینچی، بهویژه در نامگذاریهای Timken، کد Cone و Cup ممکن است مستقل باشد؛ بنابراین سفارش فقط یکی از دو کد میتواند به تحویل نیمی از مجموعه منجر شود.
تنظیم لقی یا Preload در رولبرینگ مخروطی بخش مهمی از نصب است. سفتکردن بیش از حد میتواند دما و اصطکاک را افزایش دهد و لقی زیاد نیز باعث ناپایداری، صدا، تمرکز بار و کاهش عمر شود. این بیرینگ در گیربکس، اکسل، چرخ، ماشینآلات راهسازی، تجهیزات معدنی و شفتهای دارای بار ترکیبی کاربرد دارد.
رولبرینگ سوزنی؛ خانوادههای HK، BK، NK، NKI، NA و RNA
رولبرینگ سوزنی با غلتکهای باریک و بلند، ظرفیت بار شعاعی مناسبی را در مقطع کم فراهم میکند. این ویژگی در گیربکسهای فشرده، ماشینآلات نساجی، تجهیزات چاپ، ابزارهای صنعتی، سیستمهای حرکتی و مجموعههایی که فضای شعاعی محدود است اهمیت دارد.
مدل HK از پوسته کششی باز و مدل BK از پوسته کششی بسته در یک سمت استفاده میکند. خانوادههای NK و NKI از نظر وجود رینگ داخلی تفاوت دارند. در بعضی طرحها، شفت مستقیماً نقش مسیر غلتش را دارد؛ در این حالت سختی، زبری سطح، گردی و تلرانس شفت جزئی از طراحی بیرینگ محسوب میشود.
شباهت قطر سوزنها یا جاافتادن اولیه قطعه به معنی جایگزینی نیست. نوع رینگ، عرض، قفسه، آببندی، مسیر غلتش و فضای محوری باید بررسی شوند.
بلبرینگ کفگرد؛ سریهای 511، 512، 513 و 514
بلبرینگ کفگرد برای تحمل بار محوری طراحی شده است و نباید بهعنوان بیرینگ اصلی بار شعاعی استفاده شود. مدلهای یکطرفه بار محوری را در یک جهت و مدلهای دوطرفه بار را در دو جهت تحمل میکنند.
این بیرینگها معمولاً از واشر شفت، واشر محفظه و مجموعه ساچمه و قفسه تشکیل میشوند. شکل نشیمن واشرها، همراستایی و حداقل بار لازم در سرعت بالا اهمیت دارد. بلبرینگ کفگرد برای کاربردهایی مانند پیچهای حرکتی، میزهای گردان، بعضی پمپها، تجهیزات انتقال و مکانیزمهای دارای نیروی محوری استفاده میشود.
اگر همزمان بار شعاعی قابلتوجه وجود دارد، باید آرایش دیگری از بیرینگها یا خانوادهای مانند تماس زاویهای، مخروطی یا رولبرینگ کفگرد متناسب با شرایط انتخاب شود.
بلبرینگ Y و یاتاقانهای UCP، UCF، UCFL و UCT
بلبرینگ Y یا Insert Bearing معمولاً بر پایه ساختار بلبرینگ شیار عمیق آببندیشده ساخته میشود و دارای سطح بیرونی کروی است. این بیرینگ داخل Housing متناسب نصب میشود تا یک واحد آماده نصب ایجاد شود.
کد UC معمولاً به Insert Bearing اشاره دارد، درحالیکه UCP، UCF، UCFL و UCT مجموعه بیرینگ و محفظهاند:
UCP: یاتاقان پایهدار
UCF: یاتاقان فلنجدار چهارپیچ
UCFL: یاتاقان فلنجدار بیضی دوپیچ
UCT: یاتاقان کشویی یا Take-up
بنابراین UC205 و UCP205 یک کالا نیستند؛ اولی مغزی بیرینگ و دومی مجموعه مغزی و پایه است. جنس محفظه، روش قفلشدن روی شفت، نوع آببندی، گریس، فاصله پیچها و ابعاد پایه نیز باید در استعلام مشخص شوند.
بوش تبدیل و مهره چاکنت؛ سریهای H، HE، HA و OH
بوش تبدیل خود بیرینگ نیست، اما در نصب بیرینگهای دارای سوراخ مخروطی نقش اساسی دارد. این قطعه امکان نصب بیرینگ مخروطی را روی شفت استوانهای فراهم میکند و معمولاً همراه مهره و واشر قفلکن عرضه میشود.
کد بیرینگ و بوش باید از جدول همان سازنده تطبیق داده شود. انتخاب بوش فقط بر اساس قطر بیرینگ ممکن است باعث اختلاف در قطر شفت، رزوه، طول بوش یا نوع مهره شود. سریهای H معمولاً برای شفتهای متریک و برخی خانوادههای HE و HA برای شفتهای اینچی به کار میروند. سری OH نیز امکان تزریق روغن در فرآیند نصب یا بازکردن را فراهم میکند.
نقشه سریع خانوادهها و کدهای پرکاربرد بیرینگ
خانواده | کدهای رایج | نوع بار شاخص | کاربردهای متداول |
بلبرینگ شیار عمیق | 6000، 6200، 6300، 6400 | شعاعی و محوری محدود از دو جهت | الکتروموتور، پمپ، فن |
بلبرینگ تماس زاویهای | 7000، 7200، 7300، 7400 | ترکیبی و محوری | پمپ، کمپرسور، اسپیندل |
بلبرینگ خودتنظیم | 1200، 1300، 2200، 2300 | شعاعی و محوری محدود با قابلیت خودتنظیمی | فن، شفت بلند، ماشینآلات کشاورزی |
رولبرینگ استوانهای | N، NU، NJ، NUP، NN، NNU | شعاعی سنگین | گیربکس، موتور سنگین، ماشینابزار |
رولبرینگ بشکهای | 213، 222، 223، 230، 231، 232، 239، 240، 241 | شعاعی سنگین و محوری دوطرفه | معدن، سیمان، فولاد، سرند |
رولبرینگ مخروطی | 302، 303، 313، 320، 322، 323 | بار ترکیبی | گیربکس، چرخ، اکسل |
رولبرینگ سوزنی | HK، BK، NK، NKI، NA، RNA | شعاعی در فضای کم | گیربکس فشرده، چاپ، نساجی |
بلبرینگ کفگرد | 511، 512، 513، 514 | محوری | پیچ حرکتی، میز دوار، پمپ |
بلبرینگ Y | UC، UK، YAR، YET، YEL | شعاعی و محوری محدود | نوار نقاله، کشاورزی، فن |
بوش تبدیل | H، HE، HA، OH | قطعه نصب | بیرینگهای دارای سوراخ مخروطی |
این جدول برای شناسایی اولیه خانواده است. ظرفیت بار، سرعت، ابعاد و امکان جایگزینی باید از دیتاشیت کد کامل همان برند کنترل شود.
نحوه خواندن شماره فنی بلبرینگ
شماره بیرینگ معمولاً از کد پایه و پسوندها تشکیل میشود. کد پایه خانواده، سری ابعادی و قطر سوراخ را مشخص میکند و پسوندها اطلاعاتی مانند آببندی، لقی، قفسه، کلاس دقت، سوراخ مخروطی یا طراحی داخلی را نشان میدهند.
مثال: 6205-2RS1/C3
در این نمونه:
عدد 6 نشاندهنده بلبرینگ شیار عمیق است.
عدد 2 به سری ابعادی مربوط میشود.
عدد 05 کد قطر سوراخ است.
در کدهای 04 به بالا، ضرب کد سوراخ در ۵ معمولاً قطر داخلی را بر حسب میلیمتر میدهد؛ بنابراین 05 برابر ۲۵ میلیمتر است.
2RS1 در نامگذاری SKF به آببندی تماسی در دو طرف اشاره دارد.
C3 یعنی لقی داخلی شعاعی بیشتر از گروه Normal.
قاعده ضرب در پنج برای همه کدها مطلق نیست. کدهای 00، 01، 02 و 03 بهترتیب معمولاً قطرهای ۱۰، ۱۲، ۱۵ و ۱۷ میلیمتر را نشان میدهند و بیرینگهای کوچک، اینچی و سریهای خاص ممکن است روش نامگذاری دیگری داشته باشند.
آیا پسوندهای برندها دقیقاً معادلاند؟
خیر. بخشی از کدهای پایه استاندارد شدهاند، اما همه پسوندها میان سازندگان معنای یکسان ندارند.
مشخصه | نمونه SKF | نمونه FAG | نمونه NSK | نمونه NTN | نمونه KOYO |
محافظ فلزی دوطرفه | 2Z | 2Z | ZZ | ZZ | ZZ |
آببندی تماسی دوطرفه | 2RS1 یا 2RSH | 2RSR یا 2HRS | DDU | LLU | 2RS |
لقی بیشتر از Normal | C3 | C3 | C3 | C3 | C3 |
سوراخ مخروطی | K یا K30 | K یا K30 | K یا K30 | K یا K30 | K یا K30 |
این جدول فقط برای شناخت اولیه است. جنس Seal، میزان تماس، گریس، سرعت مجاز و طراحی داخلی باید از کاتالوگ همان سازنده کنترل شود. برای مثال، دو پسوند که هر دو به «دو طرف آببندیشده» اشاره دارند الزاماً اصطکاک، متریال یا محدوده دمای یکسانی ندارند.
انتخاب بیرینگ صنعتی بر اساس شرایط واقعی دستگاه
جهت و مقدار بار
ابتدا باید مشخص شود بار غالب شعاعی، محوری یا ترکیبی است. اندازه بار، شوک، ارتعاش و تغییرات سیکلی نیز اهمیت دارد. ظرفیت دینامیکی C، ظرفیت استاتیکی C0 و حد خستگی Pu مفاهیم متفاوتی هستند و نباید بهصورت مستقیم به «وزن قابلتحمل بیرینگ» تبدیل شوند.
برای طراحی جدید، عمر نامی، بار معادل، قابلیت اطمینان، آلودگی روانکار، ویسکوزیته و شرایط کاری باید طبق روش سازنده محاسبه شود. استعلام قطعه یدکی نیز باید بر اساس کد اصلی و شرایط کار انجام شود، نه فقط بزرگتر بودن عدد C.
دور و سرعت مجاز
سرعت قابلتحمل بیرینگ به خانواده، ابعاد، قفسه، لقی، روانکار، آببندی، دما و نحوه دفع حرارت وابسته است. بیرینگ 2RS معمولاً نسبت به مدل باز یا دارای Shield اصطکاک بیشتری دارد، اما در محیط آلوده محافظت بهتری ایجاد میکند.
عدد Reference Speed یا Limiting Speed دیتاشیت نباید بدون بررسی شرایط روانکاری و نصب بهعنوان سرعت کار دائم دستگاه استفاده شود.
ناهمراستایی و خمش شفت
برای شفتی که امکان خمش یا خطای محدود نصب دارد، بلبرینگ خودتنظیم یا رولبرینگ بشکهای ممکن است مناسبتر باشد. این ویژگی جایگزین اصلاح شفت خمشده، Housing معیوب یا Alignment نادرست نیست.
استفاده از بلبرینگ شیار عمیق یا رولبرینگ استوانهای در شرایط ناهمراستایی میتواند باعث تمرکز بار در لبه مسیر غلتش، افزایش دما و پوستهشدن زودهنگام شود.
موقعیت ثابت و شناور
در بسیاری از آرایشها، یک سمت شفت موقعیت محوری را تثبیت میکند و سمت دیگر باید انبساط حرارتی شفت را آزاد بگذارد. اگر هر دو سمت بدون امکان جابهجایی محوری قفل شوند، افزایش دما میتواند بار داخلی ناخواسته ایجاد کند.
رولبرینگهای استوانهای طرح N یا NU، بعضی آرایشهای CARB و برخی روشهای نصب رینگ میتوانند نقش موقعیت شناور را داشته باشند. انتخاب باید در سطح کل Bearing Arrangement انجام شود، نه برای هر بیرینگ بهصورت مستقل.
لقی داخلی CN، C3 و C4
C3 به معنی کیفیت بالاتر، فشار بیشتر یا Heavy-Duty بودن نیست. C3 فقط نشان میدهد لقی داخلی اولیه بیرینگ از گروه Normal بیشتر است.
لقی اولیه پس از نصب تحت تأثیر انطباق تداخلی رینگها و اختلاف دمای رینگ داخلی و خارجی کاهش پیدا میکند. به همین دلیل ممکن است در الکتروموتور، دمای بالا، انطباق فشرده یا شفتهای خاص، C3 انتخاب شود. استفاده خودسرانه از C3 یا C4 میتواند باعث صدا، لرزش، توزیع نامناسب بار یا کاهش دقت شود.
آببندی باز، ZZ و 2RS
بیرینگ باز: مناسب سیستمهایی که روانکاری و آببندی از بیرون تأمین میشود.
ZZ یا 2Z: دارای Shield فلزی با اصطکاک کمتر و محافظت مناسب در برابر ذرات درشت.
2RS و معادلهای برندها: دارای Seal تماسی یا کمتماس برای محافظت بهتر در برابر آلودگی و حفظ گریس.
نوع آببندی باید با دور، دما، آلودگی، نفوذ آب و برنامه نگهداری تطبیق داده شود. رنگ لاستیک یا ظاهر Seal معیار فنی مناسبی برای انتخاب نیست.
جنس و طراحی قفسه
قفسه فولادی، برنجی ماشینکاریشده و پلیآمیدی رفتار یکسانی در سرعت، ارتعاش، شتاب، دما و روانکاری ندارند. پسوندهایی مانند M، MA، MB، J، TN، TN9 یا TVP بسته به برند و خانواده ممکن است به طراحیهای متفاوت اشاره کنند.
در سرند، سنگشکن، موتور، کمپرسور یا ماشینابزار نباید فقط به دلیل «برنجیبودن» یا «فلزیبودن» قفسه درباره برتری آن تصمیم گرفت. طراحی داخلی و تأیید سازنده برای کاربرد اهمیت بیشتری دارد.
روانکاری و دمای کار
گریس بیشتر الزاماً روانکاری بهتر ایجاد نمیکند. پرکردن بیش از حد فضای بیرینگ میتواند اصطکاک، همزدن گریس و دما را افزایش دهد. مقدار گریس، ویسکوزیته روغن پایه، نوع Thickener، سرعت، بار، دما و دوره روانکاری باید با شرایط دستگاه هماهنگ باشند.
بیرینگهای آببندیشده معمولاً با گریس کارخانه عرضه میشوند. بازکردن Seal یا افزودن گریس بدون دستورالعمل سازنده میتواند به آببندی و پاکیزگی مجموعه آسیب بزند.
تلرانس شفت و محفظه
لقی میان شفت و رینگ داخلی یا محفظه و رینگ بیرونی با لقی داخلی بیرینگ یکسان نیست. نوع بار چرخان، جنس شفت، ضخامت Housing، دما و روش نصب روی انتخاب Fit اثر میگذارند.
لقبودن رینگ میتواند باعث خزش، خوردگی تماسی و تخریب نشیمن شود. انطباق بیش از حد فشرده نیز لقی داخلی را کاهش میدهد و احتمال افزایش دما یا گیرپاژ را بالا میبرد.
انتخاب برند بلبرینگ؛ کدام برند برای پروژه مناسبتر است؟
بهترین برند های بیرینگ را نمیتوان بدون مشخصکردن کد، کاربرد و سطح حساسیت دستگاه تعیین کرد. مقایسه معتبر باید میان دو بیرینگ همخانواده، همابعاد و دارای پسوند و سطح عملکرد نزدیک انجام شود.
SKF
SKF سبد گستردهای از بلبرینگ، رولبرینگ، یاتاقان، Housing، بوش نصب، آببند و تجهیزات نگهداری ارائه میکند. دسترسی به کاتالوگهای فنی، دیتای ابعادی و راهنمای نصب از مزیتهای مهم این برند برای پروژههای مهندسی و تجهیزات حساس است.
هنگام تغییر از SKF به برند دیگر، پسوندهایی مانند 2RS1، 2RSH، 2Z، C3، K، K30، W33 و کد قفسه باید جداگانه تطبیق داده شوند.
FAG و INA
FAG و INA در مجموعه Schaeffler قرار دارند. FAG در بسیاری از خانوادههای بلبرینگ و رولبرینگ و INA در رولبرینگهای سوزنی، بیرینگهای خطی، Track Roller و قطعات تخصصی شناخته میشود.
در جایگزینی محصولات FAG یا INA، کد پایه و پسوندهایی مانند E1، XL، 2RSR، 2HRS، TVP، M، C3 و K باید از سامانه نامگذاری Schaeffler خوانده شوند؛ شباهت با کد SKF یا NSK همیشه به معنی تطابق کامل نیست.
NSK، NTN، KOYO و NACHI
این برندهای ژاپنی سبد گستردهای برای الکتروموتور، پمپ، گیربکس، ماشینابزار، صنایع فولاد، تجهیزات تولید و کاربردهای خودرویی دارند. تفاوت سری استاندارد، نوع Seal، گریس، لقی موتور، قفسه و محل تولید باید در پیشنهاد خرید شفاف باشد.
KOYO برند بیرینگ مجموعه JTEKT است و در استعلامهای جدید ممکن است نام KOYO یا JTEKT روی مستندات و محصول دیده شود. هنگام خرید، کد رسمی، مارکینگ، کشور سازنده و دیتاشیت همان محموله باید کنترل شود.
TIMKEN
Timken یکی از مراجع مهم رولبرینگهای مخروطی متریک و اینچی است و کاتالوگ آن Cone، Cup، ابعاد، تلرانس، ظرفیت بار و روش تنظیم را تفکیک میکند. در سفارش سریهای اینچی باید هر دو کد Cone و Cup ثبت شوند، مگر اینکه محصول بهصورت Set با کد کامل عرضه شود.
سبد Timken به رولبرینگ مخروطی محدود نیست، اما هنگام مقایسه با برند دیگر باید سیستم نامگذاری و ترکیب اجزای مجموعه دقیقاً تطبیق داده شود.
KG و گزینههای اقتصادی
در پروژههای عمومی ممکن است گزینههای اقتصادی نیز قابلبررسی باشند؛ اما قیمت پایینتر بهتنهایی مبنای انتخاب نیست. برای هر کد باید سازنده واقعی، کشور تولید، ظرفیت بار، کلاس لقی، استاندارد، قابلیت ردیابی و ثبات تأمین مشخص شود.
در تجهیزات حساس، نبود دیتاشیت معتبر یا نامشخصبودن سری تولید میتواند ریسک توقف دستگاه را بیش از اختلاف قیمت خرید افزایش دهد.
هماندازه بودن بیرینگ؛ آیا برای جایگزینی کافی است؟
اگر دو بیرینگ از نظر قطر داخلی، قطر خارجی و عرض (d، D و B) یکسان باشند، در نگاه اول ممکن است هر دو در یک فضای نصب قرار بگیرند؛ اما هماندازه بودن، بهمعنای جایگزینی مستقیم نیست. برای اطمینان از قابلیت جایگزینی باید مشخصات فنی مؤثر بر عملکرد و نصب نیز بررسی شوند؛ از جمله نوع بیرینگ و تعداد ردیفها، ظرفیت بار دینامیکی و استاتیکی، سرعت مجاز، لقی داخلی، کلاس دقت، نوع آببندی، جنس قفسه، نوع سوراخ، زاویه تماس، نوع گریس، محدوده دمای کاری، سطح لرزش و صدا، قابلیت تحمل ناهمراستایی و ابعاد گوشههای بیرینگ. برای مثال، ممکن است 6205-2RS/C3 از دو برند مختلف، ابعاد نصب یکسانی داشته باشد، اما نوع آببند، گریس، قفسه یا محدوده سرعت آنها متفاوت باشد. در یک کاربرد عمومی شاید این اختلاف اهمیت زیادی نداشته باشد، اما در موتورهای دوربالا، تجهیزات دما بالا یا خطوطی که توقف آنها هزینهبر است، مقایسه دیتاشیت دو محصول ضروری است.
یک حرف در کد بیرینگ میتواند روش نصب را تغییر دهد
در بیرینگهای بشکهای، یکی از اشتباهات رایج این است که فقط کد پایه بیرینگ در استعلام ثبت شود. فرض کنید کد 22320 C3 اعلام شده، در حالی که بیرینگ قبلی روی شفت 90 میلیمتری و با بوش H 2320 نصب بوده است. بیرینگ 22320 دارای سوراخ استوانهای با قطر اسمی 100 میلیمتر است؛ بنابراین برای نصب روی شفت 90 میلیمتری، نمیتوان صرفاً همان کد را سفارش داد. در مقابل، نسخه دارای سوراخ مخروطی، مانند 22320 EK/C3، میتواند با بوش H 2320 برای این آرایش نصب مورد استفاده قرار گیرد. اگر بهجای آن نسخه سوراخ استوانهای 22320 E/C3 سفارش داده شود، با وجود یکسان بودن خانواده، قطر خارجی و عرض، بیرینگ مستقیماً روی همان شفت نصب نخواهد شد.
اینجاست که یک پسوند ظاهراً ساده، اهمیت واقعی خود را نشان میدهد. K در این مثال نشاندهنده سوراخ مخروطی است و همراه با بوش مشخص میکند بیرینگ چگونه روی شفت نصب شود. از طرف دیگر، C3 به لقی داخلی بیشتر از نرمال اشاره دارد و میتواند در شرایط کاری و دمایی خاص ضروری باشد؛ بنابراین حذف یا تغییر آن نیز نباید بدون بررسی شرایط تجهیز انجام شود.
به همین دلیل، هنگام استعلام بیرینگهای بشکهای و خودتنظیم، بهتر است اطلاعات سفارش فقط به کد پایه محدود نشود. برای انتخاب و تأمین دقیق، این موارد را نیز در اختیار تأمینکننده قرار دهید:
نوع سوراخ: استوانهای یا مخروطی
کد و نوع بوش تبدیل (Adapter Sleeve)
قطر واقعی شفت
مهره قفل و واشر مربوطه
مشخصات Housing
لقی داخلی موردنیاز
روش نصب و الزامات کنترل کاهش لقی در هنگام نصب
در خرید بیرینگ، چند کاراکتر انتهای کد میتواند تفاوت بین یک نصب صحیح و یک قطعه غیرقابلاستفاده باشد. بنابراین قبل از جایگزینی بیرینگ یک برند با برند دیگر، باید مشخصات کامل محصول و شرایط واقعی دستگاه با هم تطبیق داده شوند؛ نه اینکه صرفاً سه عدد d، D و B را مقایسه کنیم.
خرید بلبرینگ و رولبرینگ صنعتی از گروه صنعتی پرداد
هدف ما در پرداد تحویل بیرینگی نیست که فقط داخل نشیمن جا برود؛ قطعه باید از نظر کد کامل، ابعاد، ظرفیت بار، لقی، آببندی، قفسه، سرعت و شرایط نصب با دستگاه سازگار باشد.
برای سفارش تکراری، کد و مشخصات قطعه قبلی کنترل میشود. برای تغییر برند، جایگزین در سطح دیتاشیت مقایسه خواهد شد. اگر خرابی مکرر، افزایش دما، صدا، لقی یا پوستهشدن مسیر غلتش وجود داشته باشد، وضعیت روانکاری، Fit، Alignment، Housing و بارگذاری نیز باید پیش از نصب بیرینگ جدید بررسی شود.